![]() |
![]() |
مولانا جلالالدين محمد |
نویسندگان وبلاگ مصطفی حسن زاد یقینی
آرشیو وبلاگ
دی ۸٦
اردیبهشت ۸٦
فروردین ۸٦
لینک دوستان
جاده ابریشم
کنج دايره (فريبا سليمانی )
خدابيامرز( سالکی)
آفتاب( اطلاع رسانی و خبری)
بی بی سی
یک قلب پاک
عکس ها ( آپلود سریع)
پرشين وبلاگ
ليست وبلاگ هاي فارسي
قالب هاي وبلاگ
اخبار ايران
اخبار ICT
تفريحات اينترنتي
تالارهاي گفتگو
طراح قالب : ماكرومديا
خرید اینترنتی
آمار وبلاگ
RSS 2.0
لوگوی دوستان
ادامه زندگی نامه
چون محمد خوارزمشاه با مشایخ از راه کم لطفی پیش میرفت، پدرش بهاءالدین تاب نیاورده و در سال ۶۰۹ با خانودهاش خراسان را ترک نمود. مدتی در وخش و سمرقند بسر برد. آنگاه از راه بغداد به مکه رفت و پس از نه سال اقامت در الجزیره به دعوت کیقباد سلجوقی که صوفیمشرب بود به قونیه پایتخت سلجوقیان روم رفت.
جلالالدین پس از مرگ پدرش در سال ۶۲۸ قمری، نزد برهانالدین ترمذی که از شاگردان پدرش بود شاگردی کرد و مدتی همنشین شمس تبریزی شد و بالاخره خودش پایهگذار طریقتی شد که مشهور به طریقت مولویه شد. مولانا به سال ۶۷۲ دیده از جهان فرو بست و در همان قونیه دفن شد. آثار وی به بسیاری از زبانهای زنده دنیا ترجمه شدهاند و در اروپا و امریکا شهرت بسیار دارند.

فرمایشات شما راه گشاست
پيام هاي ديگران () link دوشنبه ۳ اردیبهشت ،۱۳۸٦ - مصطفی حسن زاد یقینی تاریخچه ای از ملای روم جلالالدین محمد ابن محمد ابن حسین حسینی خطیبی بکری بلخی معروف به جلالالدین رومی، جلالالدین بلخی، ملای روم، مولانا، و مولوی (۶۰۴ - ۶۷۲ (قمری)) از زبدهترین عارفان و یکی از مشهورترین شاعران فارسی گوی بشمار میآید. نام او محمد و لقبش در دوران حیات خود «جلالالدین» و گاهی «خداوندگار» و «مولانا خداوندگار» بوده و لقب «مولوی» در قرنهای بعد (ظاهراً از قرن نهم) برای وی به کار رفته و او به نامهای «مولوی» و «مولانا» و «ملای روم» و «مولوی رومی» و «مولوی روم» و «مولانای روم» و «مولانای رومی» و «جلالالدین محمد رومی» و «مولانا جلالبن محمد» و «مولوی رومی بلخی» شهرت یافته و از برخی از اشعارش تخلص او را «خاموش» و «خموش» و «خامش» دانستهاند. خانواده وی از خانوادههای محترم بلخ بود و گویا نسبش به خلیفه دوم ابوبکر صدیق میرسد و پدرش هم از سوی مادر بقولی دخترزادهٔ سلطان محمد خوارزمشاه بود، هرچند که «فروزانفر» از مولاناشناسان نامدار با ارائهٔ دلایل کافی این نظریه را رد کردهاست. ادامه این نقل را در ست بعدی درج می کنم مولوی خطاب به خویش چنین سرودهاست: هوسی است در سر من که سر بشر ندارد من از این هوس چنانم که ز خود خبر ندارم دو هزار ملک بخشد شه عشق هر زمانی من از او به جز جمالش طلبی دگر نـــــدارم نظرات شما راهگشاست
من مست و تو دیوانه ما را که برد خانــه
صد بار تو را گفتم کم خور دو سه پیمانه
در شهر یکی کس را هشیـــار نمی بینــم
هر یک بتر از دیگر شوریــــده دیوانـــه

سعی خواهد شد در پست های بعدی مطالب مهمی در مورد هگل شرق بیان شود

نظرات شما برای ما مهم است و راه گشا
پيام هاي ديگران () link پنجشنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٦ - مصطفی حسن زاد یقینی
این وب لاگ از جهت روز جهانی مولانا ایجاد شده
بشنــو از نی چون حکایــت می کنـد
وزجـــدایی ها شکــایـــت می کنـــــد




.jpg)
